Mahnaz
وحشتناك است!
وقتی
پیش من هستی ...
اما ندارمت..
Mahnaz
همیشه میشه تموم کرد فقط بعضی وقتا دیگه نمیشه شروع کرد.....!
Mahnaz
ايستادي روبروم گفتي: خداحافظ هيچي نگفتم گفتي: ميدوني كه ...بايد برم من مجبورم ... نمي تونم بمونم هيچي نگفتم گفتي: متاسفم...ولي...ميدوني كه هيچي نگفتم گفتي: مواظب خودت باش هه...هيچي نگفتم دست تكون دادي و پشتت رو به من كردي و رفتي رفتي... رفتي... اونقدر ازم دور شدي و رفتي كه ديگه نديدمت رفتي... رفتي... ساعتها ايستادم اشک ريختم واسه ديدنت پرپر زدم واست ديوونه شدم تنها و روزها و ماهها و سالها تنها و تو هنوز مي رفتي . . . ايستاده بودم هنوز صدايت آمد از پشت سرم پشت سر گفتي سلام هيچي نگفتم گفتي: من برگشتم ...آخه... ميدوني كه... هيچي نگفتم هيچي نگفتم فقط صدايي در درونم مي گفت زمين گرد است زمين...گرد ا
Mahnaz
زندگی تمامش خطای دید است مـن تـو را می بینم تـو مـن را نمی بینی...!
Mahnaz
یکـدیگــر را گـــم کـــرده ایــم ، تــا یـکی دیگـــر را پیــدا کنیم ! به هـمین ســادگــی !!!
Mahnaz
هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان..! "خــُسـرو" و "شیـــرین" "لیـلی" و "مـَجنــون" "پیــرمــَرد" و "پیرزَن" "تــو" و "اون" ... "مــَن" و "تــَنهـآیی" !
Mahnaz
ايــــنـــ روزها ... تو به بــودنــش فـــكـــر ميـــكـــنـــي و مـــنــ بــه نــبودنـــت
Mahnaz
دلم ضعف میرود...
آنقدر که...
گرسنه نگاهش هستم...
و لبانم خشکید...
از بس که ...
نگفت :
..."دوستت دارم " ..!
Mahnaz
این روزها... خیلی چیزها دست من نیست...! مثلا.... دستانت !!
Mahnaz
گاهی دوست داشتن پنهان بماند قشنگ تر است دوست داشتن را باید کشف کرد باید فهمید .....!
Mahnaz
نگران نباش... من آنقدر امروز و فرداهاي نيامدن را ديده ام که ديگر هيچ وعده ي بي سرانجامي خواب و خيال آرزويم را آشفته نمي کند! حالا ياد گرفته ام که فراموشي دواي درد همه ي نيامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست. ياد گرفته ام که از هيچ لبخندي خيال دوست داشتن به سرم نزند ... ياد گرفته ام که بشنوم: تا فردا ... و به روي خودم نياورم که فرداها هيچ وقت نمي آيند.
Mahnaz
غرق خوابم خوابم نمی برد صفحه کلید هم تکه تکــ ـ ـــ ــ ــ ـ ــه می نویسد خسته شده از داستان تکراری اش که هر روز با آن دست و پنجه نرم می کند دنبال چه می گردم در کوچه پس کوچه های این شهر "مجازی" خدا می داند...!! .
Mahnaz
من..؟! چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست..... این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست.... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!! سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!! و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم !
Mahnaz
تشنه ی آدمی هستم که تا فهمید دوستش دارم ، طاقچه بالا نگذارد..........