میترسم این احساس تو ، حسی که عاشقه هنوز آخر به دست روزگار ، ساده عوض بشه یه روز میترسم این برق چشات که روشنه توی شبام یه شب به خواست روزگار کوه آتیش شه زیر پام میترسم از تنها شدن ، از این نگاه رفتنی ترسمو بیشتر میکنی ، وقتی نمیگی با منی میترسم از احساس تو ، این حس خوب و موندنی میترسم از روزی که تو ، حاشا کنی که با منی وقتی این روزا میدونم مثل خودم خیلی کمه بی اعتمادم نه به تو، بی اعتمادم به همه بدبینی من به تو نیست ، اگه دارم شک میکنم من این روزا به سادگی ، به چشمامم شک میکنم میترسم از تنها شدن ، از این نگاه رفتنی ترسمو بیشتر میکنی ، وقتی نمیگی با منی
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند... خنده کرد و دل ز دستانم ربود.... تا به خود باز آمدم او ..رفته بود.. دل ز دستش روی خاک افتاده بود.. جای پایش روی دل جا مانده بود.
۱- یه عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.
۲- اون رو در عدد ۳ ضرب کنید.
۳- حاصل رو بعلاوه ۳ کنید.
۴- دوباره حاصل رو در ۳ ضرب کنید.
۵- ارقام عدد خودتون رو با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتون ۵۲ است ۵ رو با ۲جمع کنید